تبلیغات
انیمه انیمه انیمه و باز هم انیمه - چی می شد اگه شخصیت های نوراگامی سر عروسی توکا و کانکی باشن؟

چی می شد اگه شخصیت های نوراگامی سر عروسی توکا و کانکی باشن؟

جمعه 8 تیر 1397 04:43 ب.ظ

Writer : eve miyazano
Time: قیمه ها رو ریختن تو ماستا! ، نوراگامی ، توکیو غول ،
به خاطر تاخیر متاسفم :(
سوال این هفته برای تانیا ست، البته سوال اون راجع به سگ های ولگرد بانگو بود، ولی من فصل دوشو هنوز ندیدم، برای همین نوراگامیش کردم.
مکانش عروسی توکا و کانکیه، شخصیت هاش هم همه ی شخصیت های توکیو غول و نوراگامیه.
در ضمن، این هفته اصلا موضوع ندادین ها!!! -_-
کانکی: توکا! عزیزم، لباس پوشیدی؟ آماده ای بریم؟
توکا در حالی که تلو تلو می خورد: لعنتی کانکی! چرا این کفش ها انقدر پاشنه دارن؟ میمردی یدونه کوتاه ترش رو می خریدی؟
کانکی: گفتم قدت بلند باشه روز عروسی.
توکا بد و بیراهی می گوید که البته نمی شود اینجا نوشت (بچه داره می خونه! زشته!) 
توکا: حالا میمردی یه امروز لاکات رو پاک کنی؟ وسط عروسی گفتن آقا دوماد چن ساعت برای مانیکور دستش وقت گذاشته چی بگم؟
کانکی: هیچی نمی خواد بگی، بدو بریم دیر شد، بچه ها منتظرن!
توکا سوار ماشین میشود.

*** در همیان حین:
یاتو: یوکینه، لباس خوب بپوش! بدو! غذا های خوشمزه منتظرن! بدو! بدو!
یوکینه پوکر وار: مگه من جز این یه دست لباس دست دیگه ای هم دارم؟
یاتو://///
هیوری وارد میشود.
یاتو: بدو بریم یوکینه!
یوکینه: من که حاضرم! هیوری چه خوشگل شدی!
یاتو جیغ کشان: یوکینه! منحرف! لطفا دیگه از اینکه فکرا نکن!
هیوری: یاتو! به جای مسخره بازی، بیا بریم! ممنون یوکینه کون!
کوفکو: صببببر کنین! مام میایم!
یاتو: شمام میاین؟ منظورت چیه؟
کوفکو: مام به عروسی کانکی و توکا دعوتیم!
یاتو: پس بدویین بریم!

****
توکا: پس چرا این مهمون های فلان فلان شده نمیان؟
هینامی: اونه چان! آروم باش! روز عروسیت خوب نیس انقدر مضطرب باشی!
توکا: کی مضطربه؟ من؟
هینامی: آره! آروم باش! من برم به اونی چان تبریک بگم!
توکا: ***
جوزو وارد می شود: عروسی عروسی که می گفتن اینجاس؟ 
توکا: تو دیگه اینجا چه غلظی می کنی؟
مادو سان: اون دعوتمون کرد! (اشاره به کانکی (هایسه))
توکا: آره کانکی؟
کانکی: موقعی که تو قالب هایسه بودم خب....
سایکو: من چرا اومدم؟ چرا من رو از سر مانگا کشیدین بیرون؟
جوزو: نمی خواستی تو عروسی هایسه سان شرکت کنی؟
سایکو: نهههههههههههههه! میخوام مانگا بخونم!
جوزو: اینم خودش مث مانگاس!
کیشو آریما: ببخشید دیر رسیدم. سر راه گم شدم. سلام رابیت! سلام هایسه ساساکی!
کانکی: سلام به همه!
توکا: واقعا لازم بود کل سی سی جی بیاد؟ ما فقط قهوه داریم! چی بهشون میدیم؟
کانکی: سخت نگیر! ی چیزی میدیم!
در همان حال کوفکو و دایکوکو و یوکینه و هیوری و یاتو وارد میشن.
یاتو: اخ جون! عروسی! آخ جون! بخور بخور! اخ جون!
کانکی: یا حضرت جیسون!!!!!!!!!!!! اینا دیگه کین؟ اینجا چیکار می کنن؟
یاتو: اومدم عروسی دوست عزیزم! سلام موسفید!
آریما: با منی؟
یاتو: نه! اون یکی موسفید! چطوری؟
کانکی: ببخشید من شما رو میشناسم؟
یاتو: آره دیگه، اون روز بهم پنج ین دادی برات قهوه بیارم! همون روز که یه غول پونزده متری سبز شد! یادته؟
کانکی: آها! یادم اومد...کی: ببینم توکا، به این دوستات گفتی ما آدم خواریم و اینجا چیزی جز قهوه پیدا نمی شه؟
توکا: آخ یادم رفت! 
هیوری: خوب.... عروسیتون مبارک!
توکا: ممنون ://///
*** سر سفره ی عقد
توکا و کانکی کنار هم نشستن. 
یوشیمورا شروع می کنه به خوندن صیغه قد.:................ عروس خانوم، بنده وکیلم؟
هینامی: عروس رفته آدم بکشه...
یوشیمورا: برای بار دوم عروس خانوم، بنده وکیلم؟
هینامی: عروس رفته قهوه بیاره.
یوشیمورا: برای بار سوم، بنده وکیلم؟
هینامی: عروس رفته.....
توکا: عروس غلط کرد! آره! بله آقا! بله! ولمون کنید تو رو خدا!
تسوکیاما: نهه! دیگه نمی تونم کانکی کون رو بخورم! T-T
جوزو: هایسه سان! پس ازدواج کردی!
کانکی: آره دیگه........
یاتو: آخ حون! کیک عروسی! 
کیک رو میارن. یاتو به صورت پوکر فیس به کیک خیره میشه....
کیک از اعضای بدن انسان تشکیل شده....
هیوری: فکر کنم اشتهام کور شد.
یوکینه: منم همینطور.
یاتو: هعی! یعنی این همه راه رو الکی اومدیم؟ ............... T-T










Comments : نظرات
Edit: شنبه 9 تیر 1397 09:36 ق.ظ