تبلیغات
انیمه انیمه انیمه و باز هم انیمه - مصاحبه

مصاحبه

یکشنبه 27 خرداد 1397 08:28 ق.ظ

Writer : eve miyazano
Time: اتک آن تایتان ، مصاحبه! ،
اینم مصاحبه این هفته:)
بفرمایید ادامه
مجری: سلام به همه دنبال کننده های عزیزمون! بذارید از مهمون اسن هفته دعوت کنیم که کسی نیست جز
میکاسا آکرمن!
جیغ و فریاد و کمی خون دماغ
میکاسا: ارن کجاست؟
مجری: سلام! نمی خوای اول سلام بدی؟
میکاسا: ارن کجاست؟ به من گفتن ارن اینجا در خطره!
مجری: سرکارت گذاشتن! ارن اینجا نیست! اینجا استودیوی مصاحبه است!
میکاسا: خب پس من برم ببینم ارن کجاست!
مجری با لبخندی شیطانی: نمیشه دیگه:) هر کسی اینجا میاد اول باید سوالات من رو جواب بده و بعد بره هر جا که دلش میخواد...
میکاسا: خیلی خب، زود باش سوالات رو بپرس من برم ببینم ارن کجاست.
مجری: بسیار خب! سوال اول، چند ساله که اون شال رو داری؟
میکاسا *سر در شالش فرو میبرد و سرخ میشود و لبخندی ملیح میزند* : یه ده سالی میشه، نمی دونم، شاید هم بیشتر.
مجری: خب کهنه نشده؟ نمی ری یدونه دیگه بخری؟
میکاسا: نه خیر! این چه حرفیه! این شال رو خود ارن به من داده ها! خود ارن برام بسته اش!
مجری*چشم هایش را می گرداند*: خیله خب بابا! چرا عصبی میشی! اصلا بریم سراغ سوال بعد، چطوری انقدر آمادگی بدنی خوبی داری؟
میکاسا: شما هم اگه یه عمر تو خیابون و بازار مراقب ارن می بودید، الان میتونستید من رو هم به خاک بمالید!
مجری: بله بسیار خب.... قانع شدم. چرا نسبت به جان بیچاره انقدر بی احساسی؟ خب بردار بهش بگو هیچ حسی نسبت بهش نداری و بچه رو انقدر اذیت نکن، اینطوری یه قسمت از پیچیدگی های عاطفی اتک هم برا ما کم میشه!
میکاسا: متاسفم، ولی من خودم رو درگیر مسائل حاشیه ای نمی کنم. حالا این جان اصلا کی هست؟
مجری: ارن جزو حواشی به حساب نمیاد؟
میکاسا: ترجیح میدم در این مورد زیاد حرف نزنم!
مجری: موقعی که ارن تو دردسر میفته چه احساسی داری؟
میکاسا: احساس اینکه باید برم و سریع کمکش کنم.
میکاسا: سوالاتتون تموم نشد؟ من باید برم ارن رو نجات بدم!
مجری: نه متاسفم!
میکاسا: سوالاتتون به طرز مشکوکی زیاده! بگید ببینم ارن کجاست؟
مجری: متاسفم، ولی اینجا منم که سوال می پرسم!
مجری*در دل: آخ جون! کل عمرم میخواستم این جمله رو بگم!*
میکاسا:...............
مجری:................

چند لحظه بعد

مجری: باشه بابا! چرا میزنی حالا! آخه من چمیدونم ارن کجاست! احتمالا الان پیش لیوایه، جاش امنه نترس.
میکاسا:چی؟؟ من باید برم ارن رو از شر اون کوتوله شیطانی راحت کنم!!!!!!!
و با سرعت بیشتر از 20 ماخ در اتاق را در هم میکوبد و بیرون میرود.
مجری با چشم کبود و لب خونی: من واقعا نمی فهمم! چی میشه اگه یه دفعه مهمون برنامه مثل آدم بذاره بره، نه، خدایی چی از بزرگی شما کم میشه آخه؟
مجری: خاموش کن! خاموش کن اون دوربینو(کیبوردو) ببینم! خاموش کن!



Comments : نظرات
Edit: یکشنبه 27 خرداد 1397 08:59 ق.ظ