تبلیغات
انیمه انیمه انیمه و باز هم انیمه - چی می شد اگه چند تا شخصیت انیمه ای هم رو ببینن؟؟

چی می شد اگه چند تا شخصیت انیمه ای هم رو ببینن؟؟

شنبه 19 خرداد 1397 09:18 ق.ظ

Writer : eve miyazano
Time: قیمه ها رو ریختن تو ماستا! ، دث نوت ، یوری روی یخ ، نوراگامی ، خادم سیاه ، anime meme ، اتک آن تایتان ، توکیو غول ،
ببخشید یکم دیر شد (چهارشنبه مساقرت بودیم)،  این دفعه ریختن قیمه تو ماست رو با موضوع زینب پیش می بریم: چی می شد اگه چند تا شخصیت انیمه ای هم رو ببینن؟؟
من از هر انیمه دو تا شخصیت برداشتم(پدرم در اومد! انتخاب فقط دو تا شخصیت از یه انیمه وحشتناک سخته T-T)
دث نوت: ال و لایت
یوری آن آیس: ویکتور و یوری
خادم سیاه: سیل و سباستین
توکیو غول: توکا و کانکی
اتک آن تایتان: ارن و لیوای
نوراگامی:یاتو و هیوری
برای خوندنش برید به ادامه

تمام شخصیت ها یهو ظاهر میشن
هیوری: ای وای! خاک بر سرم! یوکینه کوش؟؟
یاتو:ای یوکینه!!! کدوم یکی از شما دزدیدتش؟
ارن با خشم: درست حرف بزن!! دزد چیه؟ صبر کن الان حالیت می کنم!!
دستش رو بالا میاره و نزدیک دهنش میکنه
لیوای:ارن!
ارن سریع دستش رو پایین میاره: چشم کاپیتان!
لایت: کی دزدیده شده؟ ما می تونیم کمکت کنیم!
یاتو با خشم: ابزار خدایی من! یوکینه!!
توکا: اوه! تو خدایی؟
یاتو چشمکی می زند: بله! من یاتو گامی ام! خدای سریع و کم هزینه! فقط با پنج ین هر کار بخواین انجام میدم!
سیل: صبر کن! گفتی پنج ین؟ این شیطان احمق با منن در ازای روحم قرار داد بسته!! یعنی سرم کلاه رفته؟
ویکتور با قیافه ای ترسیده: صبببر کن! تو که نمی خوای بگی این آقا خوشتیپه....شیطانه؟
سباستین با لبخندی ملیح: اوه! من فقط آخرت خدمتکار هام!
لیوای بی توجه به بقیه رو به یاتو: ببینم؟ گفتی با پنج ین هر کار بگم می کنی؟ قربون دستت یه لیوان چایی بیار!
سکه ای در دست یاتو می اندازد.
کانکی هم سکه ای می اندازد: قربون دستت برای منم یه لیوان قهوه بیار!
ویکتور هم سکه می اندازه: حالا که داری می ری برای منم یه لیوان شراب روسی بیار!
سیل: از این شیطان لعنتی که آبی گرم نمی شه! تو برام یه لیوان شکلات داغ با شیرینی بیار!
سباستین: ولی ارباب جوان.....
ال: کسی گفت شیرینی؟ منم می خوام! بیا اینم پنج ین!
لایت با اخم رو به ال: نترکی یه وقت!
یاتو به سمت آشپزخانه می رود: آخ جوووون! پولدار شدم!!! من برم نوشیدنی ها رو بیارم!
هیوری: امان از دست این یاتو!
ارن: کاپیتان؟
لیوای: چته؟
ارن: حوصلم سر رفته
لیوای: به من چه؟
ارن: خوب اگه حوصلم سر جاش نیاد عصبانی میشم بعد ممکنه دستم رو گاز بگیرم!
لیوای: خب... چه می دونم، از 1000 هفت تا هفت تا بشمر بیا پایین!
دهان کانکی کف می کند و کاگونه اش بیرون می زند: چی گفتی! تو جیسونی! تغییر قیافه دادی! می کشمتتتتتتت!
لیوای: این چرا یهو هار شد؟؟
ارن: تو به کاپیتان لیوای توهین کردی؟؟ خودم می کشمت!!!!!
دستش را گاز می کیرد و ناگهان سقف خراب میشود!
سیل: اه! سباستین! این ها  رو خفه کن! نمی ذارن من راحت بخوابم!!!!
سباستین: ای به روی چشم ارباب جوان!
لایت باخشم: خودتون مجبورم کردید! من بهترین سلاح جهان رو دارم! الان همتون رو می کشم!
دفترچه مرگ را از  جیبش بیرون می آآورد: اسم هر کسی که تو این دفترچه نوشته بشه میمیره! آماده باشید!
مداد را دردستش میگیرد که یکهو ال به دستش دستبند می زند: تو همین لحظه اعتراف کردی که کیرایی!
لایت: چی؟ نه! من....***
هیوری دست هایش را جلوی صورتش می گیرد: هرکدومتون نزدیکم شید خودم می کشمتون! 
ویکتور پشت یوری قایم میشود: یوری! من می ترسم!
یوری باداد: همتون ساکت شید! من الان برای دفاع از تو ویکتور، تبدیل به قوی ترین موجود جهان میشم،، این شما و این..... کتلت گوشت خوک!
همه پوکر وار نگاهش می کنند!
یاتو وارد میشود: بفرمایید! اینم.....ااااااااااااااااااا!
به ارن چشم می دوزد!
یاتو: اگه پنج ین بدید براتون میکشمش!
ویکتور: پنج ین که سهله من بهت 5000 ین می دم که اون رو از این جا ببری!
چشم یاتو برق می زند!
لیوای: نه بابا! لازم نیست پولت رو الکی حروم کنی! خودم بدون هزینه درستش می کنم!
رو به ارن: ارن!!!!!!!
ارن:ببخشید....کاپیتان....
همه جا پر از بخار میشود!
ویکتور: یدقه صبر کنید! الان فضا چقدر باحاله! عکس می گیرم میذارم اینستا! یدقه صبر کنید...
و چلیک!


اگه باور نمی کنیو! می تونید برید صفحه اینستا گرام ویکتور رو چک کنید!
--------------------------------------------------------------------------

می دونم خیلی بد شد! دفعه اوله دیگه! حالا دفعات بعد ایشالله بهتر میشه!
اگه بازم اینجور ایده ها رو دارید رو همین پست نظر بذارید...






Comments : نظرات
Edit: شنبه 19 خرداد 1397 10:18 ق.ظ