تبلیغات
انیمه انیمه انیمه و باز هم انیمه - و.... بالاخره مصاحبه

و.... بالاخره مصاحبه

شنبه 12 خرداد 1397 08:18 ق.ظ

Writer : eve miyazano
Time: مصاحبه! ، توکیو غول ،
بچه ها، من هر شنبه مصاحبه میذارم.... گفتم که بدونید.

مجری: سلام به همه بینندگان (در واقع خوانندگان) عزیز این قسمت! وبذارید مهمونمون رو معرفی کنم..... این شما و این..... کانکی کن!
کانکی (در واقع هایسه) وارد میشود.
دست و جیغ و خون دماغ....
کانکی: سلام به همه خوانندگان عزیز و خیلی خوشحالم که اینجام!
مجری در دل خودش ( خدا رو شکر! این یکی سلام دادن بلده!!)
مجری: خیلی خوب! هایسه، ما کانکی رو دعوت کرده بودیم، چرا شما.....
کانکی: خب کانکی و هایسه یه نفرن دیگه! و کانکی الان منه و من کانکیم. اگه کیجتون می کنه، ولش کنید.
مجری: بسیار عالی، مصاحبه رو شروع کنیم؟
کانکی: البته!
مجری: خب.... سوال اول که سوال خیلی ها هم هست... جنس لباس تو از چیه که حتی وقتی کاگونه ات بیرون میاد پاره نمی شه؟ قوانین فیزیک رو زیر سوال برده...
کانکی: من در راستای حمایت از کالای ایرانی از کالا های ایرانی با جنس خوب استفاده می کنم....... و میبینید که اون ها پاره نمی شن!
مجری: بسیار عالی! سوال بعدی اینه خودت رو در کدوم قالب شخصیتیت رو بیشتر دوست داری؟  کانکی موسیاه، کانکی موسفید و یا هایسه؟
کانکی: به شخصه کانکی مو سیاه رو بیشتر دوست دارم، ولی فکر کنم کانکی موسفید محبوب تره و.... توکا چان هم هایسه رو بیشتر دوست داره.
مجری: سوال بعدی هم راجع به همینه، چرا از توکا چان خوشت میاد؟
کانکی: چون قویه، و بر خلاف چیزی که نشون میده مهربونه و.... خیلی مصممه و خیلی هم دلسوزه..
مجری: چرت و پرت نباف! جواب سوالم رو تو انیمه دادی، فقط یبار دیگه می خوایم بشنویم...
کانکی: خیلی خب بابا! چون..... زیبا ترین چیزیه که تا حالا دیدم (سرخ شدن)
مجری: حالا خوب شد! سوال بعدی اینه، آیا می تونی قولنج پاهات رو هم مثل دستات بشکونی؟
کانکی: ...... امممممم فکر نکنم.....
مجری: حیف شد! خب میریم سراغ سوال بعد، موقع مرگ هیده، چه احساسی داشتی؟
اشک در چشمان کانکی جمع میشود.
کارگردان اوپنینگ توکیو غول رو پخش می کنه....
وقتی سه ثانیه گذشت، آهنگ را برمیداره عجب رسمیه، رسم زمونه رو پخش می کنه.
 
 عجب رسمیه رسم زمونه
قصه‌ی برگ و باد خزونه
میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون به جا می‌مونه
کجاست اون کافه چی شد اون آنتیک؟
کارکناش کجان خدا می‌دونه

اشک و آه و گریه.
مجری با اشک می گوید: بسه دیگه کارگردان! اشک هممون رو در آوردی! خیلی خب... اگه آمادیگش رو داری، بریم سراغ سوال بعد.
کانکی اشک هایش را پاک می کند و لبخند می زند: من آمادم!!!
مجری: خب... دنیا از پشت چشمای قرمز چه شکلیه؟
کانکی: مثل دنیای شما! چشمام قرمزه، دنیا که قرمز نیست :////
مجری: آهان! چجوری ناخنات رو لاک زدی در حالی که دستات بسته بود؟
کانکی: اون قرار بود نشون دهنده عذابی باشه که کشیدم...
مجری: ولی باز غیر ممکنه، خب.... ول کن، انیمه است دیگر، چه می شه کرد؟ ولش کن! حالا، سوال بعدی اینه که، آدم ها چه طعمی دارن؟
کانکی: اوممممم خب..... بستگی داره ولی..... خوشمزن!
مجری: ممنون از صاقت! و سوال آخر!
مجری به ورقه نگاه می کند، اشک در چشمانش جمع میشود....
مجری: 7-1000 ؟
کانکی بر سر زنان استودیو را ترک می کند.
مجری پوکر وار: با این فرار هیجان انگیز، به انتهای برنامه میرسیم....



Comments : نظرات
Edit: شنبه 12 خرداد 1397 10:19 ق.ظ